شيخ ذبيح الله محلاتى
78
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
و آسيا كرد و بدون رنجش احدى به شوهر دلخواه خود رسيد . ما اگر علم و هنر مىداشتيم * كوه را از جاى برمىداشتيم بانوئى كه دو سال در جزيره تنها بسر برد در جلد اول دارالسلام علامه نورى چاپ دوم ص 272 نقل از نور الدّين محمد نموده كه گفت من در بنگاله هند حجره داشتم و در پهلوى حجرهء من مرد غريبى حجره داشت من هميشه او را متفكر و متحير گريان و محزون و مغموم مىديدم يك ساعت نشد كه او را شكفته خاطر ببينم حزن و اندوه او را بر خلاف عادت مىديدم فلذا در مقام برآمدم كه تفتيش حال او بنمايم شبى بحجرهء او رفتم با لسانى نرم و گرم با او مأنوس شدم و از سبب حزن و اندوه او پرسش كردم ابتداء امتناع كرد كه حال خود را براى من شرح دهد من الحاح و اصرار كردم و او مردى ضعيف و لاغر معلوم بود كه حوادث روزگار او را درهم كوبيده بالاخره گفت دوازده سال قبل بر اين من مالالتجاره فراوانى از اموال و امتعه نفيسه در كشتى بار كردم و با جماعتى از تجار به راه افتاديم و باد موافق كشتى را به خوبى سير مىداد بناگاه باد مخالف وزيدن گرفت بعد از اينكه بيست روز كشتى به خوبى سير مىكرد آن صرصر عاصف كه وزيدن گرفت كشتى را از مسير خود حركت داد و منحرف ساخت بناگاه بسنگى تصادف كرد و درهم شكست تمام اموال و كشتى غرق شدند من بتخته پاره آن كشتى معلق شدم و موج دريا مرا به يمين و يسار سير مىداد بناگاه چشمم بجزيرهاى افتاد و اتفاقا موج دريا مرا به طرف همان جزيره سير داد بالاخره موج دريا مرا بساحل رسانيد . از كشتى پياده شدم و حمد خداى بجاى آوردم ديدم جزيرهء بسيار باصفائى درختها سر بفلك كشيده از انواع رياحين در او بسيار ديده مىشد ولى از جنس بشر اصلا در او وجود نداشت من از گياهى كه معروف بچينى بود در آن جزيره فراوان بود مىخوردم و شبها بر سر درخت از ترس جانوران بسر مىبردم چون خواستم وضو بگيرم بر سرچشمه آمدم عكس زنى را در آب ديدم سر بالا كردم ديدم زن صاحبجمالى بر سر درخت